تبلیغات
چهار راه - مطالب مهر 1390





جان من نظر بدین تا ما هم دستمون به قلم بره و دوستان عیب مار رو یاد آوری بکنند .                                 با تشکر



شنبه 30 مهر 1390

آزمایش محبت دامادان توسط مادر زن

   نوشته شده توسط: خاک زمین    نوع مطلب :

زن ثروتمندی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.

یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد

و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند

از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.

دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو

جلوى پارکینگ خانه داماد بودو روى شیشه‌اش نوشته بود:

«متشکرم! از طرف مادر زنت»

زن همین کار را با داماد دومش هم کرد

و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦

نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود:

«متشکرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخرى رسید

زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت

امّا داماد از جایش تکان نخورد

او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود

پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.

همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد

فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و ی کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد

سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود

“متشكرم از طرف پدر زنت”


جمعه 29 مهر 1390

موفقیت های که در زندگی کسب می کنید

   نوشته شده توسط: خاک زمین    

در ۴ سالگى موفقیت عبارت است از کثیف نکردن شلوار

در ۶ سالگى موفقیت عبارت است از پیدا کردن راه خانه از مدرسه

در ١٢ سالگى موفقیت عبارت است از داشتنِ دوست یافتن

در ١٨ سالگى موفقیت عبارت است از گرفتن گواهى نامه رانندگى

در ٢٠ سالگى موفقیت عبارت است از برقرارى رابطه

در ٣۵ سالگى موفقیت عبارت است از پول داشتن

در ۴۵ سالگى موفقیت عبارت است از پول داشتن

در ۵۵ سالگى موفقیت عبارت است از پول داشتن

در ۶٠ سالگى موفقیت عبارت است از برقرارى رابطه

در ۶۵ سالگى موفقیت عبارت است از تمدید گواهى نامه رانندگى

در ٧٠ سالگى موفقیت عبارت است از داشتنِ دوست تنهایی

در ٧۵ سالگى موفقیت عبارت است از پیدا کردن راه خانه از هر کجا

در ٨٠ سالگى موفقیت عبارت است از کثیف نکردن شلوار


پنجشنبه 28 مهر 1390

جواب دندانشکن

   نوشته شده توسط: خاک زمین    نوع مطلب :

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟
تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید.

 


چهارشنبه 27 مهر 1390

روش های جدید فروش ماهی

   نوشته شده توسط: خاک زمین    نوع مطلب :

چند شب پیش در مطب،منشیم وارد شد و گفت یک آقایی که ماهی بزرگی در دست دارد آمده است و می خواهد شما را دیدار کند.یک مرد میانسال با لهجه زیاد وارد شد و در حالی که یک ماهی حدوداً ده کیلویی در یک کیسه نایلون بزرگ دستش بود،شروع کرد به تشکر کردند که:من عموی فلانیم،شما جان او را نجات دادی و خلاصه این ماهی تحفه ناقابلی است و ... هر چه فکر کردم فلان شخص را به یاد نیاوردم،ولی ماهی را از او گرفتم و از او تشکر کردم.شب ماهی را به خانه بردم و تا نصف شب نشستم و آن را تمیز و قطعه قطعه کردم و در فریزر گذاشتم.فردا عصر که وارد مطب شدم،دیدم همان مرد ایستاده و بسیار مضطرب است.تا مرا دید،به طرفم دوید و گفت:آقای دکتر،دستم به دامنت،...ماهی را پس بده.... من باید این ماهی را به فلان دکتر می دادم

و اشتباهی آن را به شما دادم.چرا شما به من نگفتی که آن دکتر نیستی و برادرزاده مرا نمیشناسی؟ من که در سالن و جلوی سایر بیماران یکه خورده بودم،با دستپاچگی گفتم ماهی الان در فریزر خانه است.او هم با ناراحتی گفت:پس پولش را بدهید تا یک ماهی دیگر برای دکتر برادر زاده ام بخرم.من هم با شرمساری تمام هفتاد هزار تومان به او پرداختم.چند روز بعد متوجه شدم که ماجرای مشابهی برای تعدادی از همکارانم رخ داده است و ظاهراً آن مرد،یک وانت ماهی به شهر آورده و از این راه همه ی آنها را به آدم های ساده ای مثل من فروخته است


تعداد کل صفحات: 3 1 2 3