یکشنبه 16 بهمن 1390

فناوری خلاقیت

   نوشته شده توسط: خاک زمین    نوع مطلب :دانستنی ها ،

بادیدن یا شنیدن کلمه «فناوری» به یاد چه می‌افتید؟ فناوری اطلاعات؟ فناوری هوا وفضا؟ فناوری هسته‌ای؟ و...

بله؛ درست است. اما فناوری به معنای دست یافتن به روشی نو و جدید در انجام اموراست. برای مثال زمانی ‌که به فناوری اطلاعات اشاره می‌شود؛ منظور استفاده ازاطلاعات به‌گونه‌ای است که قبلاً انجام نشده و روشی نو است.

خلاقیت چیست؟

خلاقیت به معنای روشی نو  و جدید برای حل مسئله است.

خلاقیت نیرویی ذهنی است که همه نوع بشر در صورت سلامت عقل و روان از آنبرخوردارند.

اما در اثر نوع و کیفیت محیطی که در آن پرورش می‌یابند، گاهی فردی خلاق و دیگریبا خلاقیت کمتری شناخته می‌شود. این ویژگی ذهنی تحت تأثیر محیطی محرک و غنی؛ رشدسریع‌تر و صحیح‌تری خواهد داشت.

خلاقیت به معنای روشی نو برای حل مسئله تعریف شده؛ به عبارتی راهی در جهت ارائهیک یا چند راه حل. اما این راه حل‌ها مختص مسائل پیچیده فیزیک و ریاضی و یا حل یکقضیه هندسی نیست.

 

 

 

 

 

انسان هر لحظه در مسیر حل یک مسئله یا مشکل است که بسته به نوع و اهمیت آن؛انرژی و زمان متفاوتی برای ارائه راه حل مناسب صرف می‌شود. گاه مسئله پیش رو انتخابرشته تحصیلی یا شغل است و گاهی انتخاب نوع غذا برای رفع گرسنگی.

به هر حال، هر دو این مسائل، نیازمند خرج فکر و نیروی ذهنی هستند. روش خلاقتکراری نیست؛ از این رو قابل انتقال از فردی به فرد و یا از شرایطی به محیطی دگرنیست. خلاقیت روشی متنوع است و ذهن خلاق برای هر مشکل هرچند تکراری؛ راه حلی نوارائه می‌دهد.

توجه به اهمیت دارا بودن ذهنی خلاق

می‌توانید بیندیشید که لحظه‌ای بدون اکسیژن زندگی کنید؟ بله می‌شود؛ اما مدتبسیار کوتاهی؛ در حد چند ثانیه و بعد از آن...

امروزه می‌توان بدون اطلاعات زندگی کرد؛ اما مدت کوتاهی. ما ناچاریم برای زندهماندن در جامعه حضور یابیم و با این اعلام وجود، ناگزیر از انتقال و دریافت اطلاعاتهستیم.

در دنیای امروز سرعت اطلاعات به حدی فزاینده و سریع است که قوی‌ترین مغزها ازپردازش این حجم بازمی‌ماند. از سویی برای ادامه و بقای زندگی با کیفیت بالا،به‌ناچار نیاز به اطلاعات هرچه بیشتر داریم.

گاه از شلوغی اطراف خسته می‌شویم و آرزوی گوشه‌ای خلوت داریم. در حقیقت اینخستگی ناشی از ناتوانی ذهن است که در برابر دریافت؛ ثبت و یادآوری محرک‌های محیطقادر به پاسخگویی نیست.

بهترین عامل برای مقابله با این خستگی‌های ذهنی، بیدار ساختن «خلاقیت» است. یادآور می‌شویم که خلاقیت در ذهن وجود دارد و باید پرورش یابد. به هر حال هر فردتحت تأثیر تربیت خانواده و نیز آموزش و پرورش، تا حدی کلیشه‌ای این نیروی خفته رابیدار نموده است.

استفاده از خلاقیت در حل مسایل و اجرای آن به عنوان روش

زندگی یک ضرورت است نه یک انتخاب، که در غیر این صورت در برابر دنیای پیچیده وپر از دگرگونی، راهی جز شکست و یا فرار نخواهیم داشت.

پس عاقلانه است که برای رسیدن به آرامش ذهنی در برخورد با مسایل، روش‌های دارابودن یک ذهن خلاق را بیاموزیم.

حال فناوری و خلاقیت را در کنار هم گذاشته و این‌گونه معنا می‌کنیم: داشتن روشینو در حل مسایل، به‌گونه‌ای که دست‌آورد گرا باشد. دست‌آورد گرایی بدین معناست کهنتیجه و اثر آن قابل رویت باشد و بتوان در صورت لزوم در شرایط مشابه از راه حلارائه شده باز هم بهره جست.

پس می‌توان گفت که لازمه فناوری در هریک از گرایش‌های علوم، دارا بودن فناوریخلاقیت است. ابتدا باید ذهن خلاق وجود داشته باشد تا بتواند اصولی را بیابد و براساس این اصول جدید، فنون را طراحی کند.

شاید بهترین درس پیش نیاز برای هر دانشجو؛ کسب مهارت در درست اندیشیدن؛  کسبمهارت در ایجاد تفکر خلاق؛ کسب مهارت در به‌کارگیری خلاقیت در حیطه تخصصی و... باشد.

از کجا می‌توان دارا بودن خلاقیت را در افراد ارزیابی کرد؟

به نظر عموم؛ اگر فردی تابلوی زیبایی بکشد و یا مجسمه‌ای بتراشد یا داستانیهیجان‌انگیز بنویسد، انسان خلاقی است. بله حتماً همین‌طور است؛ اما این، تمامخلاقیت نیست. افراد خلاق دارای ویژگی‌هایی هستند.

شاید اگر شما هم ترکیب رنگها و یا استفاده از ابزار پیکرتراش را بدانید، به همانزیبایی اثری خلق نمایید. بدون شک آن هنرمندان خلاق‌اند، اما شما هم در حیطهتخصصی‌تان به احتمال قوی از خود خلاقیت‌های زیادی نشان داده‌اید.

در تعریف علمی، به انسانی خلاق گفته می‌شود که با این روش زندگی کند، نه‌فقطکار. به عبارتی حتی ساعات تفریح؛ بودن با دوستان؛ ورزش؛ تربیت فرزندان؛ ارتباط باهمسر و... همگی به روشی نو و «مختص خود او» انتخاب شده باشند.

همه ما در زمان استفاده یک روش جدید، لذت آن را حس کرده‌ایم و در بسیاری ازموارد هنگام یادآوری احساس غرور می‌کنیم؛ چراکه آن راه‌حل در آن زمان توسط ذهن «من» طراحی و اجرا شده و  دست‌آورد خوبی هم داشته است.

در زمان کودکی در بازی فوتبال یا هنگام حادثه‌ای در مدرسه و خیابان؛ هنگاممسافرت؛ در برقراری ارتباط با دوستی جدید و...همه انسانها این لحظات را بارها وبارها تجربه کرده‌اند، اما ... یک بار را خوب به یاد دارند، چون به روشی نو انجامشده است.

با این مقدمه باید گفته شود که مهم نیست فرد در حال حاضر چه میزان از اینتوانایی برخوردار است، مهم این است که این توانایی را دارد و می‌تواند آن را رشد وپرورش دهد.

خوشبختانه علم خلاقیت به نقطه مطلوبی رسیده است؛ دانشمندان و محققان این گرایشعلمی، روش‌هایی را به افراد پیشنهاد می‌کنند که به‌کارگیری آنها در ایجاد و تثبیتخلاقیت در ذهن بسیار مؤثر است.


شنبه 15 بهمن 1390

فنون ایجاد انگیزش در یادگیریدگان

   نوشته شده توسط: خاک زمین    نوع مطلب :دانستنی ها ،

بهترین راه ایجاد انگیزه در یاد گیرندگان بهبود شرایط یادگیری افزایش سطح کیفی روش های اموزشی است. در این صورت کسب موفقیت علاقه و انگیزش انها نسبت به مطالب تازه افزایش می یابد. در زیر به روش های دیگر اشاره می شود.    1. انچه از یاد گیرندگان به عنوان هدف اموزشی انتظار دارید در اغاز درس دقیقا به انها بگویید.2. در شرایط مقتضی از تشو یق های کلاسی استفاده کنید.3. از ازمون های و نمرات به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزش در یاد گیرندگان استفاده کنید.  4. ازخاصیت بر انگیختگی مطالب مختلف استفاده کنید.محرک های تازه.تعجب بر انگیز و پر معنی سطح بر انگیختگی را افزایش می دهد . دقت شود تا مسائل و مطالب ارائه شده بیش از حد توانایی دانش اموزان . پیچیده نباشد چون باعث دلسردی و شکست و نا کامی انها می شود. 5. مطالب اموزشی رااز ساده به دشوارارائه دهید. 6. از ایجاد رقابت هم چشمی در میان دانش اموزان جلوگیری کنید. 7.  هنگام اموزش مطالب تازه از مثال های اشنا استفاده کنید. وهنگام کاربرد مطالب اموخته شده از مو قعیت های تازه استفاده نمائید مثال های ملموس و اشنا. 8. علاوه بر توضیح و تشریح مطالب به طور کلی تا انجا که ممکن است از روش های دیگر اموزشی استفاده کنید. بحث گروهی. بازی های اموزشی گزارش انفرادی و گروهی بو سیله دانش اموزان. 9. پیامدهای منفی مشارکت یاد گیرندگان در فعالیت یاد گیری را کاهش دهید.

 

 

 

-         از دست دادن اعتماده به نفس در نتیجه شکست.                 

 

 

 

-         گرفتن نمره کم در امتحانی که معلم محتوای ان را قبلا اموزش نداده است.

 

 

 

-         اجبار در انجام تکا لیفی که سطح دشواری انها خارج از توانایی یادگیرندگان است.

 

 

 

-         بی توجهی معلم به کوشش های یاد گیرندگان.

 

 

 

-         مجبورساختی یاد گیرندگان به رقابت با کسانی که توانایی بیشتری دارند.

 

 

 

-         مجبور ساختن یاد گیرندگان به ساکت و ارام نشستن در کلاس و گوش دادن به سخنرانی های خسته کننده معلم.

 

 

 

-         مجبور ساختن یاد گیرندگان به انجام کار های تحقیر آمیز و دور از حیثیت انان.


جمعه 14 بهمن 1390

فواید تنفس صحیح و فواید آن

   نوشته شده توسط: خاک زمین    نوع مطلب :دانستنی ها ،

شما ممکن نیست کتابی در زمینه تمرکز حواس و آرامش ذهن پیدا کنید که در آن فصلی به تنفس صحیح اختصاص داده نشده باشد. در یوگا تنفس آن قدر مهم است که خیلی ها تصور می کنند یوگا به تمامی یعنی تنفس!

 

در مقدمه گلستان سعدی، اولین نعمت خداوندی که سپاس گفته شده، تنفس است: “. . . هر نفسی که فرو می رود مُمّدِ حیات است و چون بر می آید مفرح ذات.” و این خود نشانه اهمیت تنفس است.

 

فواید تنفس عمیق طول عمر و سلامتی

 

کسانی که تنفس عمیق دارند از طول عمر بیشتری برخوردار می شوند. تنفس عمیق باعث می شود که تعداد دم و بازدم در یک دقیقه کمتر شود. معمولاً افراد در یک دقیقه ۱۶ بار نفس می کشند و عمر متوسطی دارند. اما هرکس بیش از این در دقیقه نفس بکشد، مسلماً تنفسهایی سطحی خواهد داشت که دم و بازدم عمیق را به همراه ندارد. طول عمر چنین افرادی از حد متوسط و معمول کمتر است.

 

اگر می گویند هیجانهای عصبی مانند ترس، اضطراب، خشم، کینه، انتقام و حسادت، بیماری می آورد و از طول عمر می کاهد به این خاطر است که تمام هیجانهای عصبی اولین تأثیر خود را بر تنفس می گذارند. شما از این به بعد به کسانی که عصبی و خشمگین و یا مضطربند با دقت نگاه کنید و ببینید که چقدر تنفس آنها در این مواقع سطحی می شود. گاهی اوقات در هنگام خشم، تنفس به سی بار در دقیقه و حتی بیشتر می رسد. حالا خودتان حساب کنید که کسانی که مدام در هیجانهای عصبی به سر می برند و در خشم و اضطراب غوطه ورند با تنفس سطحی خود چه بلایی بر سر سلامتی و طول عمر خویش می آورند.

 

در عوض، کسانی که از آرامش برخوردارند و خود را به هنگام خشم کنترل می کنند، چنان از تنفس عمیق و ژرفی برخوردار می شوند که مسلماً سلامتی آنها را مداومتر و طول عمرشان را بیشتر می کند.

 

اخیراً در یکی از مجله های علمی، از تحقیقات مشترک دانشمندان ژاپنی و آمریکایی گزارشی ارائه شد. این دانشمندان به این نتیجه جالب رسیده اند که اگر انسان بتواند تعداد تنفس خود را در یک دقیقه از ۱۶ به ۱۲ کاهش دهد، چیزی حدود ۵۰ سال به عمر خود اضافه کرده است. ورزش برای سلامت قلب و جسم و به دنبال آن طول عمر را به همراه دارد که بر سیستم تنفسی اثر می گذارد. ورزشکاران با پیگیری مستمر ورزش در زندگی، کم کم بر حجم تنفسی خود می افزایند و از تعداد تنفس خود در دقیقه می کاهند و به همین دلیل از سلامتی و طول عمر برخوردار می شوند. در عوض سیگاریها با سیگار کشیدن به سرعت از حجم تنفسی خود می کاهند و بر تعداد تنفس خود می افزایند، ضمن آن که تنفسشان را مسموم نیز می کنند و در نتیجه سلامتی خود را از دست می دهند و طول عمرشان کاهش پیدا می کند.

 

به هر ترتیب، باید دقت کنید که ضمن انجام تمرینات تنفس که به زودی آن را کاملاً شرح می دهیم از هر عاملی که در شما تنفس سطحی ایجاد می کند و حجم تنفسی شما را کاهش می دهد اجتناب کنید و از هر برنامه ای که تنفس شما را عمیق تر می کند و بر حجم تنفسی شما می افزاید استقبال کنید.

 

فواید تنفس عمیق کنترل هیجانهای عصبی

 

گفتیم که هیجانهای عصبی منفی و به ویژه خشم و اضطراب، تنفس شما را بد و سطحی می کنند و شما باید مراقب باشید که این هیجانها را در خود کنترل کنید تا در نهایت سلامتی و طول عمر خود را حفظ کرده باشید. خوشبختانه تنفس صحیح و عمیق، خود عاملی باز دارنده برای این هیجانهاست. شاید خود شما هم بارها تجربه کرده باشید. وقتی عصبانی و خشمگین می شوید، اگر در حرکتید، بایستید؛ اگر ایستاده اید، بنشینید؛ اگر نشسته اید، دراز بکشید و بعد چند نفس عمیق بکشید. خیلی سریع خشم شما فروکش می کند و مسلماً شما با آرامش، بهتر و عاقلانه تر فکر می کنید و تصمیم می گیرید.

 

هر هیجان منفی دیگری را که در خود احساس می کنید، می توانید با این روش از بین ببرید و حتماً این کار را بکنید. فراموش نکنید که شما به هیچ عنوان نمی توانید با این هیجانهای عصبی و این تنفسهای بد، از آرامش و به ویژه از تمرکز حواس برخوردار شوید. توجه داشته باشید که پیاده روی همراه با تنفس عمیق، همواره یکی از راههای کسب آرامش بوده است.

 

فواید تنفس عمیق آرامش

 

شاید مهمترین تأثیر تنفس عمیق که خیلی سریع هم به چشم می آید، آرامش است. با هر نفس عمیقی که می کشید هم ذهن شما آسوده تر می شود و هم جسمتان، به ویژه در بازدمهای عمیق بدن شل و ریلکس و منبسط می شود.

 

اساساً بین تنفس و انقباض عضلانی همیشه رابطه ای وجود دارد. هیجانهای عصبی منفی، تنفس را سطحی می کند و تنفس سطحی انقباض و گرفتگی عضلانی را موجب می شود که شما دندانها را به هم می فشارید و دستها را مشت می کنید و ابروها را در هم می کشید. حتی ثابت شده است که در این حالت جدار معده شما جمع شدگی و کلیه شما چروک خوردگی پیدا می کند.

 

“لوییزهی” روان شناس ِ بنام در کتاب معروف خود “شفای زندگی” می نویسد: “زخم معده و سنگ کلیه بازتابهای هیجان خشمند، در عوض تنفس عمیق و آرام، انبساط و آرامش عضلات را موجب می شود. همین طور به خاطر ارتباط تنگاتنگ جسم و ذهن، آرامش عضلانی، آسودگی ذهن را به دنبال دارد و انقباض عضلانی، آشفتگی فکر را. این همان اصلی بود که ما در فصل پیش بر آن تکیه کردیم.

 

مهمترین و اساسی ترین عامل مؤثر در تمرکز فکر، همین آرامش جسم و ذهن است که رهاوردی از تنفس عمیق هم هست.

 

فواید تنفس عمیق کنترل عواطف

 

عواطف و احساسهای شما هم بر تنفس شما تأثیر می گذارد. کسانی که احساسی تر باشند، تنفس سطحی تری دارند. کنترل احساسات به نوعی کنترل انرژی ذهنی و کنترل مغناطیس شخصی است. ما به کسانی که خیلی احساساتی هستند توصیه می کنیم تنفس عمیق را تجربه کنند. با چند تنفس عمیق و آهسته، خیلی سریع از شدت احساس و عاطفه کاسته می شود. البته ما نمی خواهیم جلوی هر احساسی را بگیریم. برخی از احساسها را حتی باید دامن زد و گستراند.

 

شما باید توجه داشته باشید که احساس و عاطفه شما همسو و هم جهت با ارزشهای فکری و اهداف شما هستند یا نه. اگر هستند و در شما واکنشهای مثبت در جهت رسیدن به هدف ایجاد می کنند، از آنها استقبال کنید و دوستشان بدارید؛ اما اگر شما را به واکنشهای منفی وا می دارند، مثلاً به زیر پا گذاشتن ارزشها و منحرف شدن از مسیر اهداف، حتماً باید آنها را تعدیل و کنترل کنید تا بعداً دچار پشیمانی و احساس گناه نشوید. تنفس عمیق و تفکر مثبت، دو بازوی اصلی کنترل عواطف منفی هستند.

 

فواید تنفس عمیق خلأ و رهایی

 

آنچه که پیش از این درباره “رهایی” گفتیم، با تنفس عمیق به آسانی به دست می آید. شما با رهایی، از هر گونه وابستگی ذهنی فاصله می گیرید و با تنفس عمیق، خیلی آسان به این رهایی می رسید. یوگیها تنفس عمیق را راه مؤثر رهایی می دانند. شما هم می بینید که بخش عظیمی از یوگا به معنی هماهنگی و تعادل روح بر عهده تنفس است.

 

فواید تنفس عمیق کنترل میل جن*سی

 

پیشاپیش تأکید می کنیم که کنترل به معنی “سرکوب” نیست. میل جن*سی یکی از موهبتهای الهی و از نعمتهای خدادادی شماست برای تنازع بقا. حتی میل جن*سی را یکی از نیروهای درونی و حیاتی بشر می دانند که اگر کنترل و تعدیل شود، یک رکن موفقیت به حساب می آید.

 

“ناپلئون هیل” روان شناس مشهور در کتاب معروف خود “بیندیشید و ثروتمند شوید”، میل جن*سی را یکی از سه ضلع موفقیت می داند. آنچه ما در صدد کنترل آن هستیم، میلی است که هدفدار نیست و در جهت مثبت قرار ندارد. همه امیال، مثبت و مفیدند. همه امیال، موهبت الهی اند اما به شرط آن که مهارشان کنیم و به کنترلشان در آوریم و از آنها درست استفاده کنیم. افراط در ارضای میل جن*سی و کنترل نکردن آن، هم تعادل عصبی شما را برهم می زند و هم از بخش عظیمی از نیروهای حیاتی و قوای مغیاطیسی شما می کاهد. جالب این که میل جن*سی تنفس را تند و سطحی می کند.

 

هر بار که میل جن*سی، نه در جهت مثبت و درست، در شما طغیان کرد، یک شیوه کنترل، آن است که مکان و وضعیت خود را تغییر دهید و چند نفس عمیق بکشید. ما “پیاده روی تند همراه با تنفسهای عمیق” را در این مواقع به شما توصیه می کنیم.

 

فواید تنفس عمیق خلاقیت

 

با تنفس عمیق، شما به لایه های عمیق تر مغز و منشأ فکر می رسید. آنجا که خلاقیت، افکار نو، تصمیمهای تازه و حتی الهام و شهود شماست، تنفس عمیق یعنی ارتباط با منشأ فکر و شعور خلاق. با تنفس عمیق، هم فکرتان بهتر و عمیق تر می شود و هم تمرکز حواس بیشتری پیدا می کنید. درباره ارتباط بیشتر و بهتر با منشأ فکر به مقاله “مدیتیشن” مراجعه کنید.

 

تکنیک تنفس عمیق

 

تنفس عمیق، شامل سه مرحله است:

 

۱. دم عمیق

 

۲. نگهداری نفس

 

۳. بازدم عمیق

 

دم عمیق

 

فرو بردن هوا به ریه ها یعنی دم، مطلوب ما نیست مگر آن که این شرایط را داشته باشد:

 

الف- آهسته و آرام باشد. دم شتاب آمیز هرگز نمی تواند ریه ها را به طور کامل پر کند یعنی شما هر چقدر سعی کنید که نفس عمیق بکشید اما این کار را با شتاب انجام دهید، ریه های شما به طور کامل پر نمی شود. باید آهسته ریه ها را از هوا پر کنید.

 

ب- نفس عمیق باید شکمی باشد. ابتدای دم عمیق، قسمتهای فوقانی قفسه سینه از هوا پر می شود که در تنفس سطحی هم چنین چیزی رخ می دهد. آنچه مطلوب ماست، پر شدن قسمتهای تحتانی قفسه سینه و حبابچه های هواست. سعی کنید با قسمت شکم خود نفس بکشید. وقتی به آرامی ریه ها را از هوا پر می کنید، در آخرین لحظات، یک فشار و درد اندکی را در قسمت فوقانی شکم (دیافراگم) خود حس می کنید. اما چرا می خواهیم چنین حالتی ایجاد شود؟

 

سلولهای بدن ما با خون ارتباط مستقیم ندارند بلکه این ارتیاط را لنف یا آب میان بافتی ایجاد می کند. لنف مواد غذایی را از خون می گیرد و در اختیار سلول قرار می دهد و از طرفی مواد زاید را از سلول می گیرد و به خون باز می گرداند. هرچه لنف این تبادل را سریعتر و بهتر انجام دهد سلامت سلول و شادابی آن بیشتر می شود. به طور کلی سلامت سلول به دو عامل وابسته است: شتاب و سلامت خون، شتاب و سرعت لنف.

 

سرعت گردش خون عمدتاً به قلب وابسته است اما سرعت لنف به حرکت عضله بالای شکم یعنی دیافراگم بستگی دارد. تنفس عمیق و شکمی، دیافراگم را حرکت می دهد و این حرکت، در حفره شکمی خلأیی ایجاد می کند که شتاب لنف را پانزده برابر می کند. سلامتی و جوانی شما اساساً به دو عامل وابسته است: عمق تنفسی و گردش خون.

 

با تنفسهای عمیقی که انجام می دهید، سرعت لنف را فزونی می بخشید و در نتیجه متابولیسم سلولی شما بهتر انجام می شود و شما شادابی، سر زندگی و انرژی فراوانی را احساس می کنید.

 

نگهداری نفس

 

شاید مهمترین قسمت تنفس، همین نگهداری باشد. وقتی شما هوا را در ریه ی خود نگه می دارید، به کیسه های هوایی خود فرصت می دهید که تبادل اکسیژن و دی اکسید کربن را کامل انجام دهند. در تنفسهای تند و سطحی، این تبادل خوب صورت نمی گیرد چون شما به ریه های خود فرصت کافی نمی دهید.

 

بازدم عمیق

 

در بازدمهای سطحی و معمولی، ریه ها از مواد مسموم و عمدتاً دی اکسید کربن، به طور کامل خالی نمی شوند. بازدم هم باید دو شرط ویژه داشته باشد: اول آن که آهسته و آرام انجام گیرد. دوم آن که از راه بینی باشد. اما در آخرین لحظات، دهان را باز کنید و هوای باقی مانده را با فشار و صدای “هه” بیرون دهید.

 

در بازدمهای سطحی، حدود ۱۳۰۰ تا ۱۵۰۰ میلی لیتر از هوای بازدمی ریه ها خالی نمی شود. این هوای باقی مانده، یکی از مهمترین علل پیری شناخته شده است. بازدمهای عمیق را تجربه کنید و ریه های خود را از آخرین هوای مسموم نیز خالی کنید.

 

آگاهی بر تنفس

 

یکی از مهمترین عوامل مؤثر در تمرکز حواس، توجه کردن به تنفس است. از لحظه ای که دم عمیق را شروع می کنید تا آخرین لحظه ای که هوا را بیرون می کنید، به فرآیند تنفس و صدای تنفس خود توجه کنید. به صدای نفس خود گوش بسپارید و تمام توجه خود را به آن معطوف سازید.

 

شمارش تنفس

 

یکی از راههای آگاهی بر تنفس، شمارش آن است. برای همین امروزه فرمولهایی برای شمارش تنفس ارائه شده است که شما می توانید با استفاده از آنها بر تنفس خود آگاهی پیدا کنید.

 

جدیدترین و معمولترین فرمول تنفسی، فرمول “۲ ۴ ۱ است. یعنی اگر شما تا یک شماره دم عمیق می کشید، چهار برابر آن هوا را در ریه نگه می دارید و دو برابر آن، یعنی نصف زمان نگهداری، هوا را از ریه ها خارج می کنید. این فرمول تنفسی، بر اساس ظرفیت تنفسی شما می تواند افزایش یابد که میزان افزایش برای افراد مختلف متفاوت است. مثلاً اگر دم عمیق شما سه شماره طول می کشد، باید با ۱۲ شماره نفس خود را نگه دارید و سپس با شش شماره هوا را از ریه های خود خارج کنید. منظور ما عمدتاً آگاهی بر تنفس است و شما می توانید فرمول را کمی تغییر هم بدهید به شرط آن که “طولانی تر بودن زمان نگهداری نفس” را جدی بگیرید.

 

می توانید نفس را با انگشت، شمارش کنید و یا این که در ذهن خود بشمارید. هر شماره الزاماً معادل یک ثانیه نیست. به آرامی و هر طور که دوست دارید یک ریتم شمارش را در نظر بگیرید و برای خود بشمارید.

 

دکتر “لوئیس پروتو” در کتاب خود “طریقت آلفا و رسیدن به آرامش” از “آگاهی بر تنفس و توجه به صدای نفس کشیدن” به عنوان یکی از مؤثرترین روشهای آرامش و ریلکسیشن صحبت کرده است.

 

درشبانه روز دست کم سه بار و هر بار ده مرتبه تنفس “۲ ۴ ۱ را با همه شرایط لازم برای یک تنفس صحیح و عمیق انجام دهید.

 

پرانا

 

یوگیهای هندی از گذشته اعتقاد داشتند که در هوای پیرامون ما، ماده ای حیاتی و انرژی بخش وجود دارد که “پرانا” نامیده می شود. ما “پرانا” را به درون ریه خود فرو می بریم، در ریه ها حبس می کنیم، پرانا مواد زاید را نابود می کند و ما با بازدم عمیق خود این مواد را خارج می کنیم.

 

امروزه ما نام این ماده حیات بخش را “اکسیژن” و نام ماده زاید را “دی اکسید کربن” گذاشته ایم اما به خاطر آن که جنبه های بسیار حیاتی و جادویی تنفس را که تاکنون تصور نمی کرده اید احساس کنید، توصیه می کنیم که کماکان به پرانا فکر کنید.

 

در دم عمیق احساس کنید انرژی هستی و پرانا را به وجود خود راه می دهید و آلودگیها را در بازدم عمیق خود بیرون می رانید. در تمام کتابهایی که درباره یوگاست، تنفس پرانا به شدت تأکید شده است.


پنجشنبه 13 بهمن 1390

قـانـون تخیـل :

   نوشته شده توسط: خاک زمین    نوع مطلب :دانستنی ها ،

در روزگاری زندگی می کنیم که دانشمندان علوم ذهنی،  می گویند: ((انسان می تواند آنچه را که در تخیل خود تصور می کند،  بیافریند.))

 

 

 

 

 تصاویر ذهنی ، اوضاع وشرایط و تجربه های زندگی ، و امور آدمی را میسازند . به عبارت دیگر اگر در زندگیتان شاهد شکست و تنگنا هستید ، نخست آن را در ذهنتان مجسم کرده بودید . از این رو برای از میان برداشتن این موانع و مشکلات باید نخست در ذهنتان آنها را نابود کنید و همه چیز را به صورت دلخواه ببینید .

 

 

 

 

دکتر امیل کوئه (Dr. Emile coué ) فرانسوی : برای نخستین بار اعلام کرد،  قدرت تخیل از قدرت اراده بسیار نیرومند تر است و اگر تخیل و اراده با یکدبگر در کشمکش و تضاد باشند ،

 

 

 

 

همواره تخیل پیروز می شود . وقتی اولین بار برای ایجاد تصویر ذهنی کوشش  می کنید ، اراده آن را نمی پذیرد اما وقتی تصور ذهنی به اندازه کافی تکرار شود،هر اندازه هم  که برای استدلال قدرت اراده نامتحمل به نظربیاید، تخیل چاره ای جز پذیرش و تجلی آن ندارد.چون آرزومند موهبتهای بزرگ هستیم، پس باید تصاویر ذهنی آنها را در اندیشه خود ایجاد کنیم ، شاید استدلال بگوید این محال است ولی کوچکترین اهمیتی ندهید ، شاید قدرت اراده تان بگوید این رویا بزرگتر از آن است که به وقوع بپیوندد ولی باز هم توجه نکنید . اگر دلاورانه به تخیل خود بچسبید ، آرزوهایتان متجلی می شود . با ادامه این تمرین همکاری قدرت اراده را نیز به دست خواهید آورد . امید و انتظار و هر آنچه را به ذهنتان بیاموزید برایتان خواهد آفرید و جلوه گر خواهد شد  .

 

 

 

 

وقتی برای رسیدن به آرزوها نیروی قدرتمند تخیل را به کار می برید ، از شیوه غیر مستقیم استفاده می کنید که پیروزی بر مشکلات را تضمین می کند ، یعنی به جای جنگیدن با فقر و شکست مالی ، که اغلب بر مشکلات می افزاید به شیوه غیر مستقیم ، آرام و بی سر صدا بنشینید و آگاهانه واز روی تعمد ، با پشتکار و مداومت ، موهبتهای دلخواهتان را در تخیل مجسم کنید .

 

 

 

 

برای تمرین و تقویت قدرت تخیل یک راه ساده وجود دارد که راهی بسیار موثر نیز می باشد و آن ایجاد چرخ اقبال است . به این صورت که روی مقوایی دایره ای بزرگ بکشید ، در کانون دایره ، تصویر نمادی ، ربانی و آسمانی را بگذارید تا نمایانگر قدرتی متعال باشد و آنگاه در مرکز دایره بنویسید :

 

 

 

 

  (( خداوند بزرگ مسئول زندگی من است ، اکنون آزاد و پذیرا و مطیعم ، و از هدایت الهی و تعلیم او اطاعت می کنم . ))

 

 

 

 

محیط دایره را با چهار خط به کانون دایره وصل کنید و به چهار قسمت مساوی تقسیم کنید ، آنگاه برای هریک از آنها نامی بر روی برچسب بنویسید و سر جای خود بچسبانید ( کار ، خانواده ، امور معنوی ، امور اجتماعی و تفریحات ) . حال در هر بخش عالی ترین تصویر ایده آل مربوط به آن را بچسبانبد ، به عنوان مثال در قسمت کار ، عکسی از عالی ترین سازمان مهندسی که آرزوی پیدا شدن کاری در آنجا را دارید، در قسمت خانواده ، تصویری از خانه ای که آرزومند ساخت و یا زندگی در آن هستید،درقسمت امورمعنوی تصویر مکان متبرکه ای که هرگاه به مشکلی برمی خورید دست نیاز به سوی او می برید ، مثلا عکسی از کعبه یا حرم امام رضا (ع) ، ودر نهایت در قسمت تفریحات ، تصویر یک ساحل زیبا ویا هر مکانی که بهترین آرامش را به شما می دهد ، بچسبانید .  آنگاه این چرخ اقبال را با همه تصاویر و کلماتش در نقطه ای بگذارید که بتوانید هر روز در گوشه ای خلوت به سراغش بروید و بارها به آن چشم بدوزید. این جملات ساده و این تصاویر رنگارنگ از نظر روانی به قدرت تخیل شما کمک می کنند . علت قدرتمند بودن چرخ اقبال در این است که جریان ذهن شما را از (( نمی توان آن را بدست بیاورم )) به (( می توان به دست آورم )) ، از    نا امیدی به امید ، از دلسردی به دلگرمی و از شکست به موفقیت باز می گرداند .

 

 

 

 

 در پایان به خاطر داشته باشید ،  نباید هرگز آنچه را که نمی خواهید خود تجربه کنید ، برای دیگران تجسم کنید ، چون تصاویری که از ذهنتان به بیرون می فرستید ، قهراٌ ، به سوی خودتان برمی گردند، پس سعی کنید همیشه برای خود و دیگران ، سلامت ، ثروت و سعادت و شادمانی را مجسم کنید .


چهارشنبه 12 بهمن 1390

قانون جذب

   نوشته شده توسط: خاک زمین    نوع مطلب :دانستنی ها ،

قانون جذب به ما می گوید که در زندگی به همان چیزهایی می رسیم که بر روی آنها تمرکز می کنیم و به آن انرژی می دهیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم به هر چیزی که فکر کنیم در زندگی برایمان متجلی خواهد شد.
به عبارت دیگر بر روی هر چیزی که تمرکز کنیم آن را به زندگیمان فرا خوانده ایم.
بیشتر افراد زمانیکه در مورد قانون جذب مطالبی می شنوند شگفت زده می شوند. آنها تصور می کنند که ایجاد حقیقی چیزهایی که در ذهن مجسم می کنند، کار عجیبی است . "من می توانم هر کسی که می خواهم باشم، می توانم هر کاری که می خواهم انجام دهم، و به هر چیزی که می خواهم برسم" واقعاً فوق العاده است. من آمال و آرزوهای زیادی دارم و تنها کاری که باید انجام دهم این است که با فکر کردن به آنها از هستی بخواهم که آنها را دراختیار من بگذارد.
هفته ها می گذرد و فرد به چیزهایی که خواسته نمی رسد. از خود می پرسد پس چرا آرزوهایم برآورده نشدند؟ من آنها را در ذهن خود به تصویر کشیدم، پس چرا به آنها نرسیدم؟
این قانون جذب چه اشکالی پیدا کرده، من آرزوهایم را گفتم ولی عملی شدن آنها را نمی بینم؛ آیا آرزوهایم زیاد بودند و یا من نتوانستم آنها را به خوبی سفارش دهم؟
اگر ما یک بار دیگر با دقت بیشتری معنای قانون جذب را بخوانیم می بینیم که ما هر چیزی را که به آن توجه کرده و بر روی آن تمرکز کنیم به زندگی مان وارد می شود، چه بخواهیم و چه نخواهیم!
بنابراین چرا بیاییم و توجه و انرژی مان را صرف فکر کردن به چیزهایی کنیم که نمی خواهیم در زندگی مان وجود داشته باشند؟ این کار بی معنایی است.
اما در دنیای واقعی این اتفاق می افتد و همه ی ما به چنین مسائلی فکر می کنیم. به همین دلیل است که بعضی وقت ها در زندگی خود با مشکل مواجه می شویم.
زمانی که به دلیل و نتیجه ی کارها نگاه می کنیم، متوجه می شویم که دلیل همان فکر ماست و نتیجه واقعیت زندگی است.
به عنوا مثال فرض کنید در حال حاضر مقروض هستید. شما به شدت تمایل دارید که پولدار شده و تمام بدهی هایتان را پرداخت نمایید؛ اما بیش از هر چیز احساس بدبختی می کنید و به عدم رضایت خود از زندگی فکر می کنید. شاید بدانید که چه چیزی می خواهید و بدانید که باید چه چیزهایی را تغییر دهید، اما همه ی انرژی و توجهتان بر روی جمع کردن پول، کمتر خرج کردن و کاهش صورتحساب ها صرف می شود!!! تمام انرژی شما بر روی قرض هایتان منعکس می شود و نمی توانید توجه کافی بر روی چیزهایی که می خواهید داشته باشید. به همین دلیل نمی توانید سفارش های خود را از عالم هستی به درستی بخواهید.
ما انسان ها گرایش داریم که از ابتدا در نتیجه ی کارهایی که انجام می دهیم زندگی کنیم. ما معمولاً اثر و نتیجه ی تمام تجربیاتی که در زندگی بدست می آوریم را با خود به دوش می کشیم. به همین دلیل زمانی که انرژی خود را صرف نتیجه می کنیم، قانون جذب هم برای ما همان چیزی را به ارمغان می آورد که در ذهنمان می گذشته، درست مانند یک چرخه ی علت و معلولی حقیقی.
به عنوان مثال فردی را تصور کنید که مدام در مورد بیماری صحبت می کند. این امر اصلاً اتفاقی نخواهد بود که او نسبت به دیگران بیشتر مریض شود. همین مطلب در مورد کسانی که در روابط ناموفق گرفتار می شوند نیز تعمیم پیدا می کند. آنقدر به عدم موفقیت خود فکر می کنند که مدام روابط ناموفق بیشتری در زندگی شان اتفاق می افتد و مجبور می شوند که یکی پس از دیگری به روابط آزار دهنده ی خود پایان دهند.
از سوی دیگر می توان گفت که یک فرد موفق نیز شرایط مشابهی را دارد. او با دید مثبت به جامعه نگاه می کند، از نعمت هایی که در زندگی دارد بهرمند می شود، با شور و اشتیاق زیاد به زندگی ادامه می دهد و هر روز چنین تجربه هایی را در زندگی خود تکرار کرده و شادی و رضایت بیشتری را به زندگی خود دعوت می کند.
این بدان معنا نیست که افراد موفق در استفاده از قانون جذب خوب عمل می کنند و مردم ناموفق در استفاده از قانون جذب ناتوان هستند. هر انسانی که بتواند فکر کند، خودبه خود این قابلیت را پیدا می کند که از این قانون به نفع خود بهره ببرد و نباید فراموش کرد که همه به طور مساوی از این قابلیت بهرمند هستند. تنها چیزی که سبب ایجاد تفاوت می شود این است که برخی به درستی از جذب استفاده نمی کنند؛ تنها کاری که باید انجام دهیم این است که یاد بگیریم چگونه می توانیم از قانون جذب به نحوی بهره ببریم که واقعیت های شیرین تری را به زندگی مان بیاورد.
برای تغییر شرایط فعلی می بایست دایره ی فکری خود را تغییر دهیم. برای رسیدن به موفقیت باید نهال موفقیت را در ذهن خود بکاریم. ایده ی موفقیت باید در ذهنمان متولد شود، و قصد و نیت رسیدن به آن را در ذهن خود پرورش دهیم. باید باردار موفقیت شویم.
شگفت انگیز است. تنها کاری که باید انجام دهم این است که به عنوان مثال فکر کنم ثروتمند می شوم و چیزی نخواهد گذشت که او آرزوی من متحقق می گردد!!!
البته نه به این سرعت! فکر به تنها کافی نیست تا شما ثروتمند شوید. شما باید خودتان نیز به سمت چیزهایی که می خواهید حرکت کنید.
موفقیت می خواهید؟ باید به سمت آن حرکت کنید. عشق می خواهید باید به سمت آن حرکت کنید. باید توجه، تمرکز و انرژی خود را به امیالی که دارید بدهید تا قانون جذب آنها را مرتب و ردیف کرده و برایتان متجلی سازد.
اما اگر من تمام انرژی خود را بر روی کار جدیدی که به تازگی آغاز کرده ام بگذارم، چه می شود اگر همه چیز یک مرتبه خراب شود و هیچ چیز درست پیش رود و به نتیجه دلخواهی که می خواهم نرسم؟ و یا در مسائل عشقی مورد لطف و محبت طرف مقابل قرار نگیرم؟
این ها افکاری هستند که ما را از پیشروی به سمت جلو باز می دارند. البته اصلاً اشکالی ندارد که شما طرف منفی قضیه را نیز در نظر بگیرید، اما نباید اجازه دهیم که افکار منفی خط مشی زندگی مان را برایمان تعیین کنند. ما باید بدون توجه به مسائل جانبی به سوی رویاهایمان پیش برویم. همچنان که جلو می رویم ممکن است حتی اشتباه کنیم و به موانع غیر قابل گذری نیز برخورد کنیم اما این نحوه برخورد ما با مشلات و سختی ها هستند که ما را به نتیجه نزدیک تر می کنند و سبب می شوند که سرعتمان نسبت به گذشته بیشتر شود. در مورد شکست چطور؟ شکست چطور می تواند به ما در موفقیت کمک کند؟
برای شروع ابتدا باید متوجه شویم که شکست در حقیقت چه معنایی دارد.
خیلی جالب است طریقه ی محاسبه موفقیت هایی که ما خودمان در زندگی بدست می آوریم و موفقیت هایی که دیگران در زندگی بدست می آورند را با هم مقایسه کنیم. ما از حساب بانکی، متراژ ملک و املاک، حیطه قدرت، و پولدار بودن به عنوان مقیاس موفقیت و شکست استفاده می کنیم اما به واقع معنا و مفهوم موفقیت حقیقی را به درستی نمی دانیم.
شکست و موفقیت مقیاس هایی برای اندازه گیری داشته ها و نداشته ها نیستند، این دو امر را نمی توان با توجه به اندازه ی مایملک تخمین زد و چیزهایی نیستند که با اندازه گیری و نگاه به آنها بتوان در موردشان قضاوت کرد.
در کتاب ناپلئون هیل با عنوان "چگونه پولدار شویم" او در مورد آقای "داربی" و داستان "بکن تا ثروتمند شوی" اینطور می نویسد که: عموی داربی تب طلا می گیرد و به سرزمین وسترن ها می آید تا زمینها را برای یافتن طلا بکند.
او شرط می بندد و با یک بیل و کلنگ آماده به کار می شود. کار خیلی سختی بود اما حرص و هوس او برای طلا زیاد بود.
پس از هفته ها زحمت و مشقت او رگه هایی از سنگ درخشان را پیدا می کند. او نیاز به ماشین آلاتی داشت که سنگ را از اعماق زمین به سطح بیاورند. او به آرامی بر روی حفره هایی که در معدن چال کرده بود، خاک می ریزد. از همان راهی که آمده بود به خانه ای در ویلیامزبورگ، مری لند باز می گردد و جریان را با اقوام و چند تن از همسایه هایش در میان می گذارد و به کمک آنها پول کافی برای خرید ماشین آلات را جمع کرده، دستگاههای مورد نیاز را خریداری می کنند و به مکان مورد نظر انتقال می دهند. داربی نیز به همراه عمویش به معدن می رود و با وی مشغول به کار می شود. اولین ارابه طلا استخراج می شود و به کوره ی ذوب انتقال پیدا می کند. شواهد ثابت می کردد که آنها دارنده یکی از غنی ترین معدن ها در کلرادو هستند! فقط چند ارابه از آن طلا لازم بود که آنها بتوانند تمام بدهی های خود را صاف کنند. بعد مابقی سود کلانی را که بدست می آوردند از آن خودشان بود.
حفاری همین طور پایین تر می رفت! و امید خانواده ی داربی نیز همچنان بیشتر و بیشتر می شد. ناگهان اتفاقی افتاد، رگه ی ایجاد شده از طلا محو شد. آنها به آخر راه رسیده بودند و کوزه ی طلا خالی شده بود. آنها همچنان به حفاری ادامه می دادند و ناامیدانه تلاش می کردند تا اثری از طلا پیدا کنند، اما فایده نداشت.
نهایتاً تصمیم گرفتند که کار را متوقف کنند.
آنها دستگاه هایی را که خریداری کرده بودند تنها به چند دلار به یک خرده فروش فروختند و قطاری گرفتند و به خانه باز گشتند. بعضی از خرده فروش ها احمق هستند اما این یکی نه. او با یک مهندس معدن مشورت کرد تا نگاهی به معدن بیندازد و یک سری محاسبات آماری انجام دهد. مهندس معتقد بود که پروژه به این دلیل بی نتیجه مانده که مالکین معدن با "خط گسل" آشنا نبودند. محاسبات او نشان می داد که می توان آثاری از طلا را تنها 3 متر پایین تر از جایی که داربی ها کنده بودند پیدا کرد. این مکان دقیقاً همان جایی بود که آنها به طلا رسیدند.
مرد خرده فروش توانست با استخراج طلا به میلیون ها دلار پول برسد؛ فقط به این دلیل که می دانست قبل از تسلیم شدن باید با یک متخصص مشورت کند.
خوب آیا این شکست است؟
اگر از نظر داربی ها به این موضوع نگاه کنیم، می توانیم بگوییم که این پروژه شکست خورده چراکه آنها دست از کار کشیدند و رویایشان را فراموش کردند، در حالی که تنها 3 متر با تحقق هدفشان فاصله داشتند؛ اما نمی توان شکست واقعی را در محتوای حقیقی زندگی داربی ها به عنوان مردودیت کامل در نظر گرفت.
می بینید که داربی درس موفقیت را از طریق پافشاری در دوره ی کوتاهی از زندگی خود یاد گرفت و آن را در تمام کارهایی که بعدها تصمیم به انجام آن گرفت به کار برد؛ و در نهایت داربی در رده 50 نفر اولی در جهان قرار داد که در زمان خود بالای چندین میلیون دلار در فروش بیمه ی عمر سود کرد.
پس شکست چیست؟
شکست حقیقی عادت به تسلیم شدن است. این در حالی است که عدم توانایی در ایجاد ایده های نو و اتخاذ تصمیم های جدید به عنوان بزرگترین مانع در راه رسیدن به موفقیت محسوب می شود.
در طول تاریخ در دنیای تجارت و دانش ما از کنار هم قرار دادن اراده و پافشاری به الگوی موفقیت می رسیم. چند میلیون نفر وجود دارند که در دنیا برشکست شده اند؟ چند بار ادیسون و بل آزمایش کردند و شکست خوردند تا به نتیجه ای که دنبالش بودند رسیدند؟
تنها با اشتیاق و ایمان است که می توانیم خود را به نیروی پافشاری تجهیز کنیم. با ایمان است که می توان قانون جذب را احضار کرد و در این حالت است که سفر ما به سمت موفقیت تحقق می یابد.
شما چه قانون جذب را متوجه شوید چه نه، باید عادت فکر کردن به حقایق را از سر بیرون کنید. (مگر اینکه حقیقت همان چیزی باشد که می خواهید به آن برسید)
برای ایجاد تغییر و تحول در شرایطتان باید اراده کنید، آرزوهایتان را در ذهن به تصویر بکشید، و با ایمان و اشتیاق به سوی آنها گام بردارید.
برای رسیدن به موفقیت باید ابتدا هدف خود را درک کنید و بعد به آن ایمان بیاورید.


تعداد کل صفحات: 6 1 2 3 4 5 6
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic