تبلیغات
چهار راه - حکایت کودک و دیدار با خدا

چهار راه

جمعه 13 مرداد 1391

حکایت کودک و دیدار با خدا

نویسنده: خاک زمین   طبقه بندی: داستان های خواندنی، 

حکایت کودک و دیدار با خدا

کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ایستاده بود
وبه ویترین فروشگاهی نگاه می کرد
زنی در حال عبور او را دید .
او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید
و گفت: مواظب خودت باش
کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟
زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از
بنده های خدا هستم
کودک گفت:می دانستم با او نسبت دارید ……

چون من از خدا خواسته بودم یکی نفر بفرسته اگه خودش نمی رسه یکی از فامیل اشو بفرسته

” خدا یک جوری با هر بنده اش لطف داره که انگار همین یک بنده را داره ”

نظرات() 
How can I increase my height after 18?
دوشنبه 27 شهریور 1396 01:05 ق.ظ
Hi! Do you know if they make any plugins to assist with Search Engine Optimization? I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords but I'm not seeing very good results.
If you know of any please share. Thank you!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :