تبلیغات
چهار راه - محاکمه عشق

چهار راه

شنبه 20 خرداد 1391

محاکمه عشق

نویسنده: خاک زمین   طبقه بندی: داستان های خواندنی، 

جلسه محاكمه عشق بود، عقل قاضی ، و عشق محكوم ....

به دلیل تبعید به دورترین نقطه مغز یعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند

قلب شروع كرد به طرفداری از عشق

آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی؟

ای گوش مگر تو نبودی كه در آرزوی شنیدن صدایش بودی ؟

وشما پاها كه همیشه مشتاق رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید ؟

همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند ،

تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت:

دیدی قلب همه از عشق بی زارند ، ولی متحیرم با وجودی كه عشق بیشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمایت میكنی !؟

قلب نالید و گفت:

من بی وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانیه كار ثانیه قبل را تكرار میكند و فقط با عشق میتوانم یك قلبی واقعی باشم

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :